حکایت جنون آباد

جمعیت با پای برهنه در حرکتند

در امتداد جاده ای که به انتهای عالم ختم میشود

گویا چیزی نمانده

کربلا ----- 30 کیلومتر

...

هر چه نگاه میکنی خیل عاشق است،از پیر و قد خمیده گرفته،تا کودک نوپا که هنوز توان ایستادن بر روی پاهای خود را ندارد

برخی روی گاری های چوبی قراضه ای نشسته اند و پسران جوان مشغول حل دادنشان هستند

گهگاه بلیزرها و شورلت ها بزرگ امریکایی که سر و ظاهر نظامی دارند از اطراف میگذرند

قدم ها سریعتر میشود

کربلا ----- 20 کیلومتر

....

کناره های جاده نخل ها نوای حزین به لب دارند

خوب گوش دهی صدای "کوفه میا حسین جان"شان  فضا را پر کرده

داربستی زده اند و یک چادر رویش،بالایش نوشته است

موکب علی اکبر

چای میدهند و شیرینی

هنگامه ی درنگ نیست

باید سریعتر رسید

کربلا 10 کیلومتر

...

بی اختیار یاد نیایش های چمران میکنی

"ای پاهای من سریع وتوانا باشید ... این لحظات آخرین را تحمل کنید"

کربلا 5 کیلومتر

...

بیست،سی نفر جوان که یک روحانی پیشاپیش آنها حرکت میکند

نوایشان بلند است

"نسیمی جان فزا می آید ... بوی کرب و بلا می آید"

یکی شان ناگهان از حال میرود،شاید از فرط گریه ... شاید از گرما ... شاید هم ...

کم کم ساختمان های شهر پیدا میشوند

قدم به قدم ایست و بازرسی هایی که سرسری بازدید بدنی انجام میدهند

وسط نوحه های عربی،گهگاه صدای مداحان فارسی زبان به گوش میرسد

نمیدانی چرا بی هوا دل هوای مشهد میکند

یا علی ابن موسی(ع) ... مددی ...

...

فضای شهر شلوغ است و پر سر و صدا

کابلهای برقی که مثل تار عنکبوت به هم پیچیده اند

ایست بازرسی ها

صدای فش فش بیسیم ها

به میدان که میرسی

آسمان باز میشود

بی مقدمه نگاهت به گوشه ی پرچم سرخی که در باد میرقصد میدوزد

گوش ها دیگر نمیشنوند

پاها هم حس خود را از دست میدهند

چشم ها فقط موج پرچم را میبینند و بس

در بهتی عجیب فرو میروی

حسی که هیچ گاه تجربه نکرده ای

کمی که میگذرد سیلاب جاری میشود

نه شروعش با توست و نه پایانش

صاحبش کس دیگری است

بی اختیار زمزمه میکنی

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)...

اینجا معادلات عالم به نحو دیگری رقم میخورد

آری ... اینجا کربلاست ... و امروز عرفه

زیارت قبول زائر حسین(ع) ...

برای شروع ...

بسم الله

در سایه ی رضایم و همسایه ی رضا(ع)  /  این سایه را به سایه ی طوبی نمی دهم

خواستم شروع کنم هر چه فکر کردم بهانه ای نیافتم،ما هم که هر کجا کم آورده ایم دست به دامان اهل بیت شده ایم،آن هم ولی نعمتمان علی ابن موسی الرضا(ع) که این روزها،ایام زیارتی ویژه حضرتشان است .

اندر حکایت سال تحصیلی جدید سخنها بسیار است،همین قدر کافی که اندک شرحی از برنامه های هیئت فاطمیون را بنگاریم که جز سخن دوست،باقی همه ملال است و ملال ...

انشاالله برنامه های :

قرائت و ترجمه و تفسیر یک صفحه از قرآن کریم هر شب بعد از نماز عشاء

دعای کمیل هر هفته شبهای جمعه بعد از نماز عشاء

دعای ندبه جمعه صبح ها در خوابگاه های برادران(پردیس جدید و قدیم) و خوابگاه خواهران

برقرار است.

برنامه ی مناسبتی آتی هیئت هم برنامه شهادت حضرت جواد الائمه در پنجشنبه شب 5 آبان ماه برقرار میباشد.پس از آن هم انشاالله ویژه برنامه شهادت حضرت امام باقر(ع) ، برگزاری دعای عرفه و مراسم جشن ولایت(عید غدیر) ، اندکی درنگ و کم کم سیاه پوش میشویم بر پیشواز ماه عزای حضرت ارباب،انشاءالله

التماس دعا

دیدار دانشجویان با حضرت امام خامنه ای(حفظه الله)+متن کامل صحبت ها

حدود دو هزار نفر از دانشجویان و نمایندگان تشکلهای علمی – فرهنگی – سیاسی – انقلابی و صنفی دانشگاههای سراسر کشور چهارشنبه 19 مرداد ماه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار صمیمی و پرنشاط با تشریح روند انحرافات انقلابهای جهان، به تبیین مفهوم ثبات و استقرار انقلاب اسلامی پرداختند و تأکید کردند: انقلاب عظیم ملت ایران با اهداف مشخصی بوجود آمد و به عنوان یک استثناء در تاریخ، همچنان همان اهداف و ارزشها را بدون انحراف پیگیری می کند.

متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اطلاعیه دوم در خصوص کاروان زیارتی عتبات عالیات

باسلام

افراد فاقد گواهی پایان خدمت یا معافیت دائمی که فرم های خواسته شده را به دفتر نهاد رهبری ارسال کرده اند،گواهی خروج از کشورشان آماده می باشد،با مراجعه به دفتر نهاد رهبری در دانشگاه اقدام به دریافت آن کنند.

نکات مهم :

- دریافت گواهی تنها به صورت حضوری امکان پذیر می باشد

- افراد می بایست مدارک مورد نیاز برای صدور گذزنامه را نیز همراه خود داشته باشند تا داخل استان سمنان اقدام به دریافت گذرنامه کنند چون گواهی خروج از کشور صادر شده تنها در دفاتر پلیس+10 استان سمنان معتبر است.

- تاریخ حرکت کاروان انشاءالله 5 یا 6 شهریور ماه می باشد.

- شماره پیگیری : 02733396010 ، آقای حیدری

اطلاعیه مهم در خصوص کاروان عتبات دانشجویی

بسم الله

قابل توجه دانشجویان برگزیده کاروان عتبات

با توجه به پیگیری مسئولین جهت وثیقه ی راهیان کاروان عتبات،نتایج زیر حاصل شد که خواهشمند است دوستان به دقت مطالعه نموده و پیگیری نمایند :

1-دوستانی که کارت پایان خدمت و یا معافیت دائمی دارند نسبت به دریافت پاسپورت تا آخر تیرماه اقدام نمایند.

2-افرادی که قبلا پاسپورت گرفته ولی در حال حاضر قادر به خروج از کشور نیستند میبایست فرمی که لینک دانلود آنها در زیر قرار داده شده را تا 15 تیرماه پر کرده و پس از مهر و امضای دفتر اسناد رسمی آن را تحویل نهاد رهبری در دانشگاه بدهند(حضورا یا پست پیشتاز).پس از انجام اینکار فرم ها به شهر سمنان فرستاده شده و با قرار دادن وثیقه یک گواهی خروج از کشور برای هر فرد صادر می شود.زمانی که گواهی خروج از کشور به نهاد رهبری در دانشگاه تحویل شود به دانشجویان خبر داده میشود تا به دفتر در  دانشگاه مراجعه کرده و با دریافت این گواهی اقدام به تمدید گذرنامه خود کنند.

3-کسانی که تا به حال پاسپورت نگرفته و کارت معافیت یا پایان خدمت ندارند مراحل بالا را طی کرده و پس از تحویل گرفتن گواهی خروج از کشور از دفتر نهاد رهبری در دانشگاه،اقدام به اخذ گذرنامه از دفتر پلیس+10 نمایند.

لینک دانلود فرم

توجه : ضامن ذکر شده در فرم فوق هر فردی میتواند باشد و صرفا باید کارت شناسایی داشته و امضا نماید و شرایط خاصی ندارد.

نکته مهم:همه دانشجویانی که در گروه 2 یا 3 قرار می گیرند،نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره شناسنامه،تاریخ تولد،محل صدور و کدملی را (به ترتیب) تا پایان امشب (90/4/6) به شماره 09353367695 پیامک نمایند.توجه کنید که هر کدام از فیلدهای مذکور در یک خط باشند.


جهت دریافت اطلاعات بعدی نیز با این وبلاگ در ارتباط باشید.

شماره پیگیری دفتر نهاد :02733396010

نیایش شهید چمران کمی قبل از شهادت

ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت ، با همه مظاهر جلال و جبروت ، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم . با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم... ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی ودقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین وهوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، چند لحظه بیشتر  با قدرت واراده صبور وتوانا باش. به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق وابدی آرامش خود را برای همیشه  بیابید وتلافی این عمر خسته کننده واین لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار  عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد. خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم واز وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان وفداکاری از آن سرچشمه بگیرد . خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ  راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است می توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید.

والسلام

ثبت نام کاروان عتبات




توجه : کاروان فعلی ویژه برداران می باشد.

والله اینها شهیدانند ...

منبع:یالثارات الحسین(ع)

روز پنجشنبه از صبح جلسه ای آموزشی از سمت بنیاد شهید در سالن اجتماعات مزار شهدا در حال برگزاری بود.ما به همراه عده ای دیگر از خانمها و آقایان در این جلسه حضور داشته و از آنچه که در صحن امامزاده حسین(ع) در حال رخداد بود بی اطلاع بودیم. بعد از اتمام ساعت اول و دوم آموزشی در حالیکه پدر شهید زمانی در حال مداحی بودند، حراست بنیاد از آقای زمانی خواستند مداحی را قطع کند مجری نیز اعلام کرد برنامه بعدی که سخنرانی بود برگزار نخواهد شد و اعلام کردند به سرعت به سمت امامزاده حسین بروید. وقتی به حیاط امامزاده رسیدیم به سمت دیگر پرده ای رفتیم که از روزها قبل در این مکان نصب شده بود ولی به علت بی اطلاعی توجه ما را جلب نکرده بود. صحنه ای که در پشت پرده های نصب شده دیدیم، بسیار تکان دهنده و وحشتناک بود. قبور ویران شده و استخوانهای بیرون آمده از داخل قبرها که نظم خاصی نداشته و مشخص نبود متعلق به قبر چه کسیست همه را حیران کرده بود؛ چنین برخوردی با مزار شهدا...با قبور مسلمانان... قابل باور نبود...

وقتی که ما رسیدیم بولدوزر عمل گودبرداری به عمق حدود ۲ متر را انجام داده و ماشین خاوری در حال جمع آوری خاکها بود. در صحنه ای که پیش چشممان بود بخشی از استخوانها را بدون اینکه هویتشان مشخص باشد داخل کیسه های مشکی ریخته بودند و در کنار پله های درب قبلی ورودی خانمها به حرم قرار داده بودند و بخشی دیگر را بر روی هم داخل عجزها خالی کرده بودند که هر دوی این صحنه ها در فیلم های گرفته شده از محل مشخص است.
در آن صحنه تعدادی از فرزندان شهدا از جمله فرزند شهید مهدی و فرزند شهید برجی را نیز دیدیم که لباسهای خاکیشان نشان از درگیر شدن با متصدیان امر بود. 

شنیدیم مسئولین اعلام کرده اند فقط ۳ یا ۶ تا از قبور شهدا آسیب دیده در حالیکه استخوانهایی که مابه چشم خود در کیسه ها و زیر عجزها دیدیم بیش از این تعداد بود و ازآنجاییکه سالهای درازیست از اموات کسی در این مکان دفن نمیشود اغلب قریب به اتفاق این استخوانها باید مربوط به شهدا باشد. 

برادر شهید قاریان پور نیز از دیدن این اوضاع بسیار منقلب شده بودند. هیچ کس نمی دانست چه کار می توان کرد، یکی به مجلس زنگ زد، یکی به صدا وسیما، یکی استانداری، یکی فرمانداری...در همین اثنا عوامل تخریب قبور صحنه را ترک کرده و به اتاق گوشه صحن پناه بردند. دقایقی نگذشت که پلیس ۱۱۰ به محل وارد شد. پلیس ابتدا خواست استخوانها را جمع آوری کند که با اعتراض خانواده شهدا مواجه گردید سپس گفتند کسی به استخوانها دست نزند تا قضیه به درستی پیگیری شود. 

با تماس های دوستان مسئولین مختلف در محل حاضر شدند و ماجرا را با چشمان خود نظاره کردند...
از صدا و سیما، خبرگزاری فارس و خبرگزاری برنا نیز افرادی خود را به محل رسانده بودند. 

حال حاضران دگرگون شده بود، پدر شهید عابدی را می دیدیم که استخوان جمجمه ای را در دست گرفته و با آن نجوا می کند سپس شنیدیم مسئولین را خطاب قرار داده و گفت شما که هر سال از جبهه های جنگ استخوانهای شهدا را به نقاط مختلف کشور میفرستید و آنها را در شهرهای مختلف دفن می کنید، آیا این استخوانها با آن استخوانها فرقی دارند؟ چرا با شهدای ما اینگونه رفتار می کنید؟ در جایی دیگر برادر شهیدی در محل دفن برادرش با حال اندوه نشسته بود و تا آن زمان که در حال رفتن بودیم نیز همچنان از جای خود برنخاسته بود... 

ظاهراً این اتفاق در روزهای پیش نیز تکرار شده بود چرا که از جانباز گرانقدری شنیدم که میگفت: وقتی چند روز پیش در زمان سالگرد آیت الله شالی به صحن امامزاده حسین رسیدم با صحنه تکان دهنده تخریب قبور مواجه شدم. دوستم از صحنه فیلمبرداری کرد ولی وقتی مسئولین حاضر در آنجا متوجه شدند مجبورمان کردند که فیلم ها را پاک کنیم. 

ما از مسئولین اوقاف سؤال میکنیم که چه توجیهی برای این حادثه فجیع دارند؟ از کارمندان بنیاد که شبانه روز در محل حضور دارند و از هیئت امنای امامزاده میپرسیم که آیا پیش از اینها نمی توانستند از رخداد چنین حادثه ای جلوگیری کنند؟ 

این سؤال را از پسر جوان بسیجی که آنجا بود پرسیدیم، او میگفت به خیلی ها خبر دادیم ۴ روز پیش نیز ماجرا را به حاج آقای داداش پور اطلاع دادیم...
متأسفانه از دوستان شنیدیم پس از پراکنده شدن مردم استخوانها داخل کیسه های مشکی به پشت مزار شهدا، قسمتی که مربوط به برگزاری نمایشگاههاست منتقل شده و از آن پس کسی آنها را ندیده است. 

مسئولین گفته اند ما فیلم و عکس از قبر شهدا گرفته ایم و قرار است سنگهای گران قیمت خریداری شده برای قبور را به جای سنگهای قبلی بگذاریم. آیا قرار است استخوانهای در هم شده ای که نمی دانیم در حال حاضر کجا هستند داخل قبور قرار بگیرند یا اینکه قرار است این سنگ قبرهای گران قیمت را بر روی قبرهای خالی قرار دهیم؟ 

عزیزی میگفت ای کاش کسانی که زمین را ۲ متر گودبرداری کرده بودند، حداقل نیم متر دیگر هم گود می کردند و با دقت استخوانهای مربوط به هر شهید را جدا کرده و در قبور جدید قرار می دادند. مسلماً هزار راه چاره وجود داشت که چنین حادثه اسفباری رخ ندهد، ولی افسوس که مسئولین آنگاه که باید هوشیار باشند دقت کافی را ندارند و در پی این اهمال کاریها باید منتظر اتفاق افتادن اینگونه حوادث نیز بود.
خلاصه ما آن روز متفرق شدیم ولی عملکردهای بعدی برخی مسئولین نشان از تلاش در جهت مسکوت کردن این حادثه دارد.

در اینجا هم قطعه فیلمی در اثبات جریان را مشاهده کنید.

نمی دونیم یا؟؟؟

در حال قدم  زدن بود ،افراد با تیپ های مختلفی از کنارم رد میشدند  دختر  پسر ٍپیر و جوان و.. نحوه پوشش

شون خیلی نظرم  جلب کرد مخصوصا دخترای جونی که روسری رو به اجبار به سر داشتند و گوشواره

هاشون که فکر میکردم از سنگینیشون الانه که گوششون پاره بشه!دیگه فاکتور بگیرم از نحوه آرایش ومدل و

 اندازه مانتو وشلوارهای که پوشیده بودند .

مانتو های چسبون ومانتو های آستین کوتاه ...که حیثیت یه زن می بره زیر سوال !!؟

وقتی روابط و نحوه برخورد زن و مرد  و نگاه های پسر ها به دختر ها رو میدیدم بیشتر آتیشی میشدم ،اینا 

 اعتقاداتشون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟   بر چه اساس کدوم اعتقاد این طور لباس پوشیدن؟؟؟؟

آیه های قران که مربوط به روابط و نحوه پوشش بود تو ذهنم تکرار می شد

آیه های31 سوره نوروآیه 51 سوره احزاب آیات مربوط به حجاب و نحوه برخورد زن مرد ه.

1-هر مسلمان چه مرد و چه زن ،باید از چشم چرانی و نظر بازی اجتناب کنند.

2-مسلمان،خواه مرد یا زن باید پاکدامن باشد و عورت خود را از دیگران بپوشاند.

3-زنان بایدپوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را بر دیگران آشکار نسازند و در مورد تحریک و جلب

توجه مردان بر نیایند . 

"ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها  "مفاد این آیه این است که زنان نباید آرایش و زیور خود را آشکار بسارند .

"الا ما ظهر منها"جز زینت های که اشکار است  .   زینت   دو نوع است، آشکار (پوشاندن آن واجب نیست)

   نهان(پوشاندن آن واجب است) .                                                                              

حالا زینت آشکار و زینت نهان کدام است؟

امام باقر (ع)فرمود :"زینت ظاهر عبارت است از جامه،سرمه،انگشتر ،خضاب دستها والنگو ها

سپس فرمود:زینت 3نوع است یکی برای همه مردم و آن همین است که گفتیم و دوم برای محرم ها و آن جای

گردن بند به بالاتر و جای بازو بند به پایین است و سوم زینتی است که اختصاص به شوهر دارد وآن تمام بدن است."

زنان امروز زینت دوم و سوم راقاطی کردند و مجاز میدونند به جای زینت اول (برای مردم)استفاده کنند  .

کاش این بهونه رو داشتیم که مردم این  چیز ها رو نمی دونند، به اون علم ندارند ،اما...

به یاد حدیثی از حضرت زهرا افتادم "اگر به آنچه به شما امر میکنیم عمل کنی و از آنچه شما را بر حذر

 میداریم دوری کنی از شیعیان مایی و گرنه هرگز!کسی که از اوامر ما سرپیچی کند و نواهی و موارد پرهیز

را محترم نشمارد از شیعیان ما نخواهد بود"

با خیلی از احادیث مثل این  حدیث حجت بر ما تمام شده ،نکنه ادعای محبت به اهل البیت رو الکی یدک بکشیم

بدون اینکه بدونیم چه توقعی از ما به عنوان شیعه دارند

ایمان به خدا  یعنی باور داشتن و اعتقاد داشتنه"عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید"

 

روضه،زهرا،آسمان،باران ...

اول بخش :
دوست نداشتید باور نکنید،اصلا دلیلی هم ندارد که باور کنید،چون هیچ استدلال به اصطلاح منطقی بر این سخن ندارم(هر چه میکشیم از دست این منطق ارسطویی است) اما هرگاه حاج محمود خواند "ببار ای بارون" آسمان از ته دل بارید ... آسمان دلش صاف است،همان هم بود که "بار امانت نتوانست کشید" کاش کمی هوای امانتمان را داشتیم،انقدر پرت شده ایم که دیگر سنگینی آن را احساس نمی کنیم.

ثانی بخش :
این روزها روضه ی مادرمان زهرا هم دیگر ککمان را نمی گزاند،روزگاری عبدالحسین برونسی ها با این روضه گردانی را از روی میدان مین عبور میدادند بدون یک نفر تلفات،فردایش که می خواستند همان زمین را پاکسازی کنند چند شهید می داد(رک:خاک های نرم کوشک) ... چه کرده ایم با دلمان ...

ثالث بخش :
بابا بخدا قسم دو دو تا نمی شود چهار تا ... "ان کنتم مومنین" ... دو دو تا می شود هزار تا ،می شود ده هزار تا،می شود بی نهایت ... "ان کنتم مومنین" ... بیایید بازگردیم به جایگاهمان،ما جاماندگان دهه شصت هستیم ...جای ما اینجا نیست ...
کربلای جبهه ها یادش بخیر ...

رابع بخش :
با اینکه نویسنده عقل سلیمی ندارد،اما سه بخش بالایی خیلی هم بی ربط نیستند ...
این ذکر به هم زدن کائنات را هم از اینجا دریافت کنید
ببار ای بارون ... ببار ...

برای آنها که داستان را می دانند ...

بخدا فقط یک باد بود که زد و این چنین ما را به هم ریخت
در خانه ی تان که آتش نگرفته
میخ در که آغشته به خون همسرتان نشده
دست بسته که در کوچه نکشیدنتان
فرزندتان که سیلی خوردن مادر ندیده

من و شما چه می دانیم از درد دل علی ؟

برنامه فاطمیه دوم

بسم الله
به مدد صاحب الزمان(عج)
حرکت دسته عزاداری فاطمیه به همراه برنامه اعلام برائت از کشتار مسلمان مظلوم منطقه،روز سه شنبه 90/2/13،ساعت 11:15 از مقابل مسجد دانشگاه
برنامه عزاداری به مناسبت ایام فاطمیه نیز از روز پنج شنبه 90/2/15 به مدت سه شب در مسجد دانشگاه برگزار خواهد شد.
التماس دعا
هیئت فاطمیون

حضرت زهرا درمحراب عبادت

امام حسن(ع) می فرمایند: مادرم  شب های جمعه را تا بامداد در محراب  عبادت می ایستاد و چون دست به دعا بر میداشت مردان و زنان با ایمان را دعا میکرد .روزی به او گفتم :مادر چرا برای خود نیز مانند دیگران دعا نمی کنی ؟پاسخ داد :فرزندم همسایه مقدم است .

اساساً راز عزت و سربلندی حضرت فاطمه (س)را باید در مقام عرفانی و عبادی او جستجو کرد ،او با وجود سن کم در عرفان وعبادت پیری بود که جز لقای ربوبی چیزی او را راضی نمی ساخت.

نمازها،دعاهاواذکار زیادی از زهرای مرضیه نقل شده است که ازآن جمله می توان به تسبیحات آن حضرت که از پدرش آموخته بود اشاره کرد.امام صادق (ع)درمورد تسبیحات حضرت زهرا (س)می فرماید:هرکس پس ازبه جای آوردن نمازواجب ،خداوند متعال را به تسبیحات حضرت فاطمه (س)-سی وچهار مرتبه الله اکبر –سی وسه مرتبه الحمدالله-سی وسه مرتبه سبحان الله-که مجموعاٌصدمرتبه است،درمورد تقدیس وتمجید قرار دهدوآن رابا ذکر «لااله الاالله »یک مرتبه به اتمام برساند،مورد آمرزش وعفو خداوند سبحان قرار می گیرد.

 

لبیک یا حسین

خواستم از فاطمه بگویم و گره معجری که این روزها دیگر در خانه هم باز نمی شود
خواستم از غربت علی بنویسم و صبر عجیبش
خواستم از غم ناگفتنی امام مجتبی بگویم
خواستم از زینبی بنویسم که این روزها کنار حسین بودنش تنها تسکین غم بی مادری اش شده
اما چطور راضی می شود دل که فرزندان معنوی اهل بیت را ببیند که یک یک در بحرین و سایر کشورها پرپر می شوند و قلم در راستای دیگری حرکت دهد
چطور راضی شود که امروز در بیت ناموس شیعه وارد شوند و ما فرداروز،عزای عمومی بگیریم بر شکسته شدن حرمت نوامیسمان،مگر کافی نبود بر ما آتش گرفتن درب منزل امیرمان و بی حرمتی بر مادرمان
چطور راضی شود که امروز سکوت کنیم و فردا که کربلا حادث شد قیام توابین به راه اندازیم
امروز وقت قیام است،وقت فریاد است،وقت آن است که ندای "هل من ناصر" را پاسخ دهیم،که اگر پاسخ ندادیم سر ابناء حسین را بر نی خواهیم دید و آنگاه "لبیک" ما بی معنا ترین واژه عالم خواهد شد ...

خطبه فدک3

وَ أَشْهَدُ أَنَّ أَبِي مُحَمَّداً (ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اخْتَارَهُ وَ انْتَجَبَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ، وَ سَمَّاهُ قَبْلَ أَنِ

 اجْتَبَلَهُ، وَ اصْطَفَاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ،

و من بر اين حقيقت گواهی می دهم كه پدرم ، محمد - درود خدا بر او و خاندانش باد- بنده ى خدا و

فرستاده ى اوست. خداوند پيش از آنكه او را فروفرستد، برگزيد و پيش از آنكه او را بيافريند، به نامى

پسنديده ناميد و پيش از آنكه او را برانگيزد، امتياز بخشيد، 



إِذِ الْخَلَائِقُ بِالْغَيْبِ مَكْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الْأَهَاوِيلِ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهَايَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ،

و اين (همه عنایات و مهربانى ها از سوى خداوند) در زمانی بود كه آفريدگان از ديده نهان بودند ( و در

حجاب غیبت بودند) ، و در پشت پرده ى بيم و هراس پوشیده شده بودند ؛

 و در گستره ى بيابان عدم سرگردان (به نهایت عدم مقرون بودند)

عِلْماً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى بِمَآيِلِ [بِمَائِلِ‏] الْأُمُورِ، وَ إِحَاطَةً بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَوَاقِعِ الْمَقْدُورِ،

ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِتْمَاماً لِأَمْرِهِ، وَ عَزِيمَةً عَلَى إِمْضَاءِ حُكْمِهِ، وَ إِنْفَاذاً لِمَقَادِيرِ حَتْمِهِ،

از علمی که خداوند به پايان كارها داشت و بر دگرگونى ها و تحولات روزگار، محيط و بينا و به سرنوشت

هر موجودى آشنا ، خداوند (پدرم) محمد صلى الله عليه و آله را برانگيخت تا كار خود را تمام نمايد و آنچه

 را كه در جهت اراده و فرمان او بود، به پيش راند و برنامه هاى حتمى خود را كه به رشته ى محكم

 تقدير كشيده بود، به انجام رساند.


فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فِي أَدْيَانِهَا، عُكَّفاً عَلَى نِيرَانِهَا، عَابِدَةً لِأَوْثَانِهَا، مُنْكِرَةً لِلَّهِ مَعَ عِرْفَانِهَا، فَأَنَارَ اللَّهُ

بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ظُلَمَهَا، وَ كَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَهَا،

و امت ها را ديد که در آيين های فرقه فرقه اند و در پيشگاه آتش های افروختۀ خود معتکفند  و به بت هاي

خود تراشيده ي خويش پرستشگرند و خدا را با وجود اينکه به طور فطری می شناسندمنکرند.


پس خدای تعالی به وسيلۀ محمد صلي الله عليه و آله ، تاريکي هاي آن را روشن فرمود و از قلب ها

مشکلاتش را برطرف نمود


وَ جَلَى عَنِ الْأَبْصَارِ غُمَمَهَا، وَ قَامَ فِي النَّاسِ بِالْهِدَايَةِ، وَ أَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغَوَايَةِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ

الْعَمَايَةِ، وَ هَدَاهُمْ إِلَى الدِّينِ الْقَوِيمِ، وَ دَعَاهُمْ إِلَى الطَّرِيقِ الْمُسْتَقِيمِ،



و از جلوي ديده ها آنچه که آنها را مي پوشاند برداشت. و به هدايت در ميان مردم قيام فرمود و آنان را از

گمراهي رهانيد و از کوري نجاتشان داده

و بينايشان کرد و آنان را به سوي دين استوار ، راهنمائي فرمود و به راه راست خواندشان .


ثُمَّ قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ قَبْضَ رَأْفَةٍ وَ اخْتِيَارٍ، وَ رَغْبَةٍ وَ إِيْثَارٍ بمحمد [فَمُحَمَّدٌ] صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ

 تَعَبِ هَذِهِ الدَّارِ فِي رَاحَةٍ، قَدْ حُفَّ بِالْمَلَائِكَةِ الْأَبْرَارِ،

سرانجام، خداوند، مهرورزانه براى او ديدار خويش را برگزيد و او نيز با رغبت تمام و از خودگذشتگى،

بزرگوارانه در اين راه گام نهاد.

پس رسول خدا صلي الله عليه وآله هم اکنون از رنج و درد و خستگى اين جهان بياسود؛ و اينک گرداگرد

وي را ملائکه نيکوکار گرفته اند ،


وَ رِضْوَانِ الرَّبِّ الْغَفَّارِ، وَ مُجَاوَرَةِ الْمَلِكِ الْجَبَّارِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَى أَبِي نَبِيِّهِ وَ أَمِينِهِ عَلَى الْوَحْيِ وَ

صَفِيِّهِ وَ خِيَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ رَضِيِّهِ، وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ

و رضوان و خشنودي پروردگار آمرزنده او را فراگرفته و در جوار رحمت ملک جبار آرميده. درود خدا بر پدرم. آن

 پدري که نبي و امين خدا و بر وحي

و برگزيده ي او بود وهمچنين انتخاب شده از سوي خدا بر مردم و مورد رضاي پروردگار مهربان بود و سلام

خدا و رحمت و برکات او بر وي باد.

--------------------------------------

در عبارت اول که شهادت حضرت بر نبوت پیامبر (ص) مطرح می شود ، نکتۀ بسیار ظریفی وجود دارد که

به نوعی اشاره به قرابت و نزدیکی به پیامبر اکرم (ص) را دارد ، آن هم اینکه می فرمایند شهادت

 می دهم که پدرم رسول خدا (ص) بود .

یعنی بدانید چه کسی با شما در حال صحبت است !

و نیز در آن شرایط خاص بسیار لازم به یادآوری بود که جایگاه خود را تبیین نمایند . (دختر

رسول خدا .ص. در برابرتان است)

همچنین در ادامه اشارت بسیار زیبایی به مقام پیامبر اکرم (ص) دارند که کسی جز ایشان

(و معصومین .ع.) چنین اطلاعاتی را ندارد و نیز گفتن این مقامات باز تاکیدی بر این بود که این مردم غافل 

  جایگاه پیامبر (ص) را بشناسند   /// والله که نمی شناختند !!!

اگر می دانستند این پیامبر (ص) چه جایگاهی دارد ، و بر او ارادت و اطاعت لازم را رعایت می نمودند ، آن

ماجراها را پس از رحلت او به راه نمی انداختند !

 

خطبه فدک2

 بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَلْهَمَ، وَ الثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا، وَ

سُبُوغِ آلَاءٍ أَسْدَاهَا، وَ تَمَامِ مِنَنٍ وَالَاهَا،

حمد و ستايش، خداى را بر نعمتهايى كه ارزانى داشت و شكر و سپاس، او را بر انديشه ى نيكويى كه در

 دل نگاشت و ثنا و تحسين بر آنچه از پيش فرستاد؛

بر نعمتهاى فراگير كه (بدون خواست كسى) از چشمه ى لطفش جوشيد، و دهش هاى انبوه و در خور،

كه بخشيد، و بخشش هاى كامل و بى زوال كه در پى مى رسد.

جَمَّ عَنِ الْإِحْصَاءِ عَدَدُهَا، وَ نَأَى عَنِ الْجَزَاءِ أَمَدُهَا، وَ تَفَاوَتَ عَنِ الْإِدْرَاكِ أَبَدُهَا، وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا

بِالشُّكْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَى الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّى بِالنَّدْبِ إِلَى أَمْثَالِهَا،

داده هایش ، بيرون از گنجايش شمارش كنندگان ، و پاداشش فراتر از توان ، و شناخت ژرفا و جاودانگى

شان برتر از انديشه ى خرد ورزان است. مردمان را براى تداوم و تسلسل نعمتها به سپاسگزارى فراخواند 


 و به پاس فراوانى ثنایشان ، در ستايش را به روى خلايق گشود و با اين فراخوانى (به ستايش و سپاس)

 نعمتهاى خود را دو چندان كرد.



وَ أَشْهَدُ أَنَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، كَلِمَةٌ جَعَلَ الْإِخْلَاصَ تَأْوِيلَهَا، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ

مَوْصُولَهَا، وَ أَنَارَ فِي الْفِكْرَةِ مَعْقُولَهَا،

و بر اين حقيقت گواهى مى دهم كه جز الله، خدايى نيست و يگانه اى بى شریک است.

و اخلاص (در انگيزه و عمل) را تاويل لا إله الا الله قرار داد، و دلها را گستره ى پيوند با آن نمود (تار و پود

دلها را بدان بافت)، و مشعل انديشه ى آن را در ذهنها برافروخت.



الْمُمْتَنِعُ مِنَ الْأَبْصَارِ رُؤْيَتُهُ، وَ مِنَ الْأَلْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِنَ الْأَوْهَامِ كَيْفِيَّتُهُ، ابْتَدَعَ الْأَشْيَاءَ لَا مِنْ شَيْ‏ءٍ

كَانَ قَبْلَهَا، وَ أَنْشَأَهَا بِلَا احْتِذَاءِ أَمْثِلَةٍ امْتَثَلَهَا،

خدايى كه ديدگان را ياراى ديدن او و زبانها و پندارها را توان توصيف و بيان چگونگى اش نباشد. همو كه

همه چيز را آفريد، نه از چيزى كه پيش از آن باشد و نه (بر پايه ى) الگو و نمونه اى كه از آن پيروى كند.



كَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِهِ، مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَى تَكْوِينِهَا، وَ لَا فَائِدَةٍ لَهُ فِي تَصْوِيرِهَا، إِلَّا

تَثْبِيتاً لِحِكْمَتِهِ، وَ تَنْبِيهاً عَلَى طَاعَتِهِ،

با توانايى بيكرانش پديده ها را آفريد و با مشيت و خواست خويش، آنها را در عالم پراكند، بى آنكه هيچ

نيازى او را در اين آفريدن باشد

و بدون آنكه هيچ سودى در اين صورتگرى و پرداختن به او بازگردد، جز آنكه ثبات و پايدارى حكمت خويش

را برساند و بر پيروى از (فرمانهاى) خود هشيارى دهد،



وَ إِظْهَاراً لِقُدْرَتِهِ، وَ تَعَبُّداً لِبَرِيَّتِهِ، وَ إِعْزَازاً لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوَابَ عَلَى طَاعَتِهِ، وَ وَضَعَ الْعِقَابَ

عَلَى مَعْصِيَتِهِ، زِيَادَةً [ذِيَادَةً] لِعِبَادِهِ عَنْ نَقِمَتِهِ وَ حِيَاشَةً مِنْهُ إِلَى جَنَّتِهِ



قدرت (بيكران) خود را (در عرصه ى هستى) به نمايش بگذارد و آفريدگانش را بنده وار بنوازد و فراخوان

خود (به بندگى) را عزت بخشد.

از پس (آفرينش و فراخوان به بندگى)، پاداش را در گرو فرمانبردارى نهاد و نافرمانان را از كيفر بيم داد تا

بندگان را از عذاب خويش برهاند و به سوى بهشت خود بكشاند.

 ---------------------------------------------

آنانیکه وحدانیت را قبول کرده ، و نبوت را نپذیرفتند باز هم این پذیرش یگانگی ، بی حاصل خواهد بود ؛

چرا که در واقع ، اصلاً وحدانیت خداوند را انکار کرده اند . 

مطلب مهم دیگری که لازم به توجه است این است ، که این علوّ کلام حضرت ، گویی مبارز طلبیدن برای

سخنوری در توصیف خداوند است ؛

آنانیکه ادعای جانشینی رسول خدا (ص) را داشتند
، حتی نمی توانستند در این حد زبانی نیز خدای متعال را

وصف نموده ، و او را ستایش کنند ،

چرا که این توصیف برگرفته از شناخت خداوند متعال است ، و آنان از این شناخت محروم و بی بهره بودند ،

 و محال بود که بتوانند خداوند را این چنین شناخته و توصیف نمایند .

چه رسد به ادعای حکومت دینی ، و اجرای احکام و دستورات عملی خداوند !




 

 

 

رفیق بپا جا نمومنی!

کارهای نمایشگاه فاطمیه ی امسال در حال انجام است و انشاالله تا پایان هفته اینده هم به اتمام خواهد رسید،مهم این نیست که کارها کی و چگونه انجام می شود،مهم این است که من و تو کجای این معادله هستیم،نکند کار که تمام شد با خود بگوییم حیف! با این همه ارادت به این خاندان و بویژه مادر سادات،با این همه ادعا و ... توفیق خدمت را از دست دادم ... آنوقت مثل خیلی های دیگر در این نمایشگاه فقط یک بیننده هستی و نه چیز دیگری ...

خطبه فدک

فاطمیه آغاز مظلومیت و تنهایی علی (ع)است ،نشانگر پدید اورندگان عاشورا

با تسلیت ایام فاطمیه مطالبم را با بخشی از خطبه فدک و نگاهی به ان اغاز میکنم

« بسم الله الرّحمن الرّحیم »


رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ أَنَّهُ لَمَّا أَجْمَعَ أَبُو بَكْرٍ عَلَى مَنْعِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَامُ فَدَكَ، وَ بَلَغَهَا ذَلِكَ

عبد الله بن الحسن (ع) به اسنادش از پدران خود نقل می نماید که : آن هنگام که به فاطمه (س) خبر رسید که ابوبکر و اعوانش بر آن اند تا «فدک» را از وی منع کنند

لاتت [لَاثَتْ‏] خِمَارَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا وَ أَقْبَلَتْ فِي لُمَةٍ مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا ، تَطَأُ ذُيُولَهَا ،

پوشش (مقنعه بلند) خود را بر سر انداخت ، و ردایی بلند بر تن کرد ، و در میان گروهی از زنان هم دل و هم آهنگ با خویش و نیز زنانی از قوم خود

(در حالی که به شدت خود را پوشانیده بود ، از خانه بیرون آمد و راهی مسجد شد ) ، در حالیکه دامنه های بلند چادرش بر زمین کشیده می شد ( و برآن گام می نهاد )


مَا تَخْرِمُ مِشْيَتُهَا مِشْيَةَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ

و در حالیکه راه رفتن او شباهتی تمام به راه رفتن پیامبر (ص) داشت ،

حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِي بَكْرٍ وَ هُوَ فِي حَشَدٍ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ غَيْرِهِمْ ، فَنِيطَتْ دُونَهَا مُلَاءَةٌ، فَجَلَسَتْ

بر ابوبکر ـ که در میان انبوهی از مهاجران و انصار و دیگران نشسته بود ـ وارد شد . با حضور او پرده ای سفید بین ایشان آویخته شد و

(او با متانت و احتشام تمام) در پسِ پرده نشست .


ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ الْقَوْمُ لَهَا بِالْبُكَاءِ، فَارْتَجَّ الْمَجْلِسُ، ثُمَّ أَمْهَلَتْ هُنَيْئَةً ، حَتَّى إِذَا سَكَنَ نَشِيجُ الْقَوْمِ وَ هَدَأَتْ فَوْرَتُهُمْ،

و آنگاه ، آهی عمیق و جانسوز برکشید ، که مردم سخت به گریه افتادند و مجلس به لرزه در آمد و تعادل خود را از دست داد .

فاطمه (س) ، لـَختی خاموش ماند تا فوران احساسات و جوش و خروش ناله ها فروکش کرد .


افْتَتَحَتِ الْكَلَامَ بِحَمْدِ اللَّهِ وَ الثَّنَاءِ عَلَيْهِ وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص)، فَعَادَ الْقَوْمُ فِي بُكَائِهِمْ فَلَمَّا أَمْسَكُوا عَادَتْ فِي كَلَامِهَا


آنگاه سخن را به ستایش و توصیف خداوند و درود و تحیت پیامبر (ص) آغاز نمود . (چون نام مبارک و دل انگیز پیامبر ص بر زبان رفت )

دوباره مردم گریستند . وقتی مجلس آرام گرفت ، ایشان سخن را از سر گرفت و فرمود : ...


--------------------------------------------------------------------------------



در همین گزارش ابتدایی از آغاز و برپایی مجلس ، درس های بسیاری از الگوی نمونه اسلام عملی می بینیم ،
نوع حجاب حضرت زهرا (س) و پوشش در میان زنان قوم خویش ، و نیز آویختن حجابی میان خویش و مردان نامحرم برای صحبت ،
بزرگترین الگو ها برای حجاب و نیز حضور زن در اجتماع می باشد .

زینب(س)، قهرمان صبر

شگفت نیست که او را «ام المصائب»،‌ مادر مصیبت‌ها،‌ لقب داده‌اند!

کوه‌های اندوه می‌آمد و زینب، صبورانه همه را تحمل می‌کرد.

مگر مصیبت جدّش رسول خدا(ص)، ضربه کوچکی بر قلب نازنین او بود؟

مگر فقدان پر درد و داغ مادرش حضرت زهرا(س)، زلزله کوچک در روح او بود؟

مگر داغ پدری همچون علی(ع)،‌کم مصیبتی بود که زینب، شاهدش بود؟

مگر لب‌های مسموم و جگر پاره‌پاره و پیکر تیرباران شده برادر مظلومش امام مجتبی(ع)، ‌قضیه ساده‌ای بود؟

حادثه عظیم کربلا، شهادت برادرش حسین(ع) و عباس و دیگر آل ابی‌طالب و نیز فدا شدن دو پسرش «محمد» و «عون» در رکاب سیدالشهداء، مگر مصیبتی بود که با روح عادی بتوان تحملش کرد؟

چه صبری در دل او نهفته بود؟

پا به پای برادرش در صحنه‌های کربلا حضور داشت؛ ‌به راستی سزاست که ,ولی امر را بر شوهر مقدم بدارد و دو فرزند خود را قربانی وی سازد.

امروز، مگر نه این است که در جامعه ما هم، ‌زنان دلیر و صبور، که مادر و خواهر و همسر شهید شدند، از زینب(س) الگو و سرمشق می‌گیرند؟ مگر درس‌های عاشورایی زینب، تمام‌شدنی است؟

کلاس زینب،‌ هنوز و تا همیشه به روی آزادگان و حق‌جویان باز است و رهروان تازه می‌خواهد!

کیست که گام در این مکتب نهد و ریزه‌خوار خوان گسترده صبر زینبی باشد؟

من؟ تو؟ ما...

دستور العمل

آیت الله محفوظی با نقل خاطره‌ای از سفر به خارج از کشور، دستورالعمل آیت الله العظمی بهجت به یک جوان ایرانی خارج‌نشین را تشریح کرد.

به گزارش مرکز خبر حوزه، این استاد حوزه در نشست طلاب، فضلاء و روحانیون شهرستان فومن و شفت، گفت: در سفری که به خارج از کشور داشتم، جوانی ایرانی، از من درخواست دستورالعمل کرد، جواب دادم، از حضرت آیت الله بهجت‌(ره) دستور بگیرید، نامه‌ای برای آقا نوشت، بعد از مدتی که به ایران آمد، سوال کردم، نسخه‌ات را گرفتی؟ گفت: در خواست زیادی داشتم، اما آقا جواب مختصری دادند که به یک خط هم نرسید، نوشته بودند:

«راه رسیدن به کمال دوچیز است، تعبّد و تحرّز» والسلام، محمد تقی بجهت.

وی افزود: این جوان خدمت آیت‌الله‌العظمی بهجت رسید و عرض کرد، آقا نسخه دادی، ولی مختصر بود، آقا گفتند:« بگو چه نوشتم، جوان گفت: نوشتید، راه رسیدن به کمال دو چیز است تعبد و تحرز، آقا گفتند: «همین» غیر این نیست.

آیت الله محفوظی در ادامه با اشاره به آیه ۱۴ سوره اسراء «اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا»؛ خطاب به طلاب گفت: علمای اخلاق، قرآن و ائمه معصومین (ع)، راه اول سعادت انسان را ترک معصیت معرفی می‌کنند.